على ربانى گلپايگانى
44
درآمدى به شيعه شناسى ( فارسى )
و نخستين فردى كه اين عقيده را مطرح نموده است ، رسول گرامى اسلام صلّى اللّه عليه و آله بوده است ، ولى در آن زمان مسلمانان به دو فرقهى شيعه و غير شيعه تقسيم نشده بودند . و مفاد نظريهى دوم اين است كه اختلاف در مورد خلافت و امامت كه منشأ ظهور اختلاف ميان مسلمانان شد ، و گروهى بهعنوان شيعه از خلافت و امامت على عليه السّلام طرفدارى مىكردند ، در مقابل گروه ديگرى كه ابو بكر را بهعنوان خليفهى بلافصل پيامبر برگزيدند . چنين اختلافى پس از رحلت پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله پديد آمد ، بنابراين ، ظهور مذهب شيعه نيز به اين تاريخ بازمىگردد . روشن است كه اين دو ديدگاه با يكديگر تنافى نداشته ، و هريك در جاى خود استوار است . برخى از محققان نيز به اين نكته توجه نموده و دو مطلب مزبور را بهعنوان دو جنبه يا دو مرحله از يك نظريهى منسجم و يكپارچه دانستهاند . علّامه سيّد محسن امين نخست به تبيين وجود تفكّر و عقيدهى شيعى در عصر پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله و ناميده شدن عدّهاى از مسلمانان به نام شيعه پرداخته آنگاه ظهور تشيّع را در جريان بحث و گفتوگوى مسلمانان در مورد مسألهى خلافت يادآور شده و چنين گفته است : در بحث قبل دانستى كه در زمان پيامبر صلّى اللّه عليه و آله گروهى از مسلمانان شيعهى على عليه السّلام به شمار مىآمدند ، آنگاه در جريان اختلاف در مسألهى امامت ظاهر گرديد ، زيرا در آن گفتوگو انصار به مهاجران گفتند : از هريك از ما و شما رهبرى برگزيده شود ، و مهاجران به دليل اينكه از قوم و عشيرهى پيامبرند ، و امامت بايد در قريش باشد ، سخن انصار را نپذيرفتند ، و گروهى از بنى هاشم و مهاجران و انصار نيز امامت على عليه السّلام را برگزيدند ، آنان همان شيعيان بودند . « 1 »
--> ( 1 ) . اعيان الشيعة : 1 / 23 .